close
تبلیغات در اینترنت
رحلت امام خمینی

کانال تلگرامی سایت یامهدی



http://uupload.ir/files/1z0f_%D8%A8%D9%86%D8%B11.jpg

تبلیغات یامهدی

کندو هاست -kandohost

تبلیغات منتی

معرفی کتاب « مهدویت در منظر امام خمینی(ره) »

معرفی کتاب « مهدویت در منظر امام خمینی(ره) »

کتاب «مهدویت در منظر امام خمینی (ره)»

مهدویت در منظر امام خمینی (ره)


مهدویت در منظر امام خمینی (ره) نوشته‌ی «ابوالفضل هدایتی» است که انتشارات عروج (وابسته به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)) چاپ اول آن را در سال 1387 در قالب 259 صفحه روانه‌ی بازار نشر کرده است.


این کتاب در چهار بخش تلاش می‌کند طرح کلی خویش را در مورد مهدویت از دیدگاه امام خمینی(ره) با رجوع به بعضی سخنان ایشان و نوشتن تحلیل در این مورد تبیین کند.

گرچه این تحلیل‌ها بر مطالب امام در مورد مهدی موعود سیطره انداخته اما نحوه‌ی چینش و موضوعات مورد توجه نگارنده، خواننده را به پیگیری ادامه‌ی مطلب می‌کشاند.


بخش اول این کتاب، سیمای مهدی موعود(عج) است که در سه فصل شخصیت، جایگاه و منزلت و در نهایت برنامه‌ها و اقدامات امام مهدی(عج) بحث خود را پی‌گرفته است.


بخش دوم این مجموعه دوران غیبت حضرت مهدی (عج) نام گرفته که مباحث آن در فصل‌های نیابت مهدی موعود(عج) و انتظار از نظر خواننده گذشته است.


بخش سوم این کتاب، قیام و ظهور مهدی موعود (عج) است که فصل‌های تحقق آرمان‌های پیامبران، حضرت مهدی و بعثت خاتم پیامبران، ویژگی‌های عصر ظهور، مخالفت و تکفیر امام در عصر ظهور را شامل گردیده است.


بخش نهایی نیز پیوند امام مهدی(عج) با عاشورا و انقلاب اسلامی است که ذیل هم‌خوانی قیام امام حسین(ع) و قیام حضرت مهدی(عج)، حضرت مهدی(عج) و انقلاب اسلامی مباحثی را مطرح کرده است.

 


در زیر بخش‌هایی از سخنان امام را در این کتاب می‌خوانیم:


ادامه مطلب

تاریخ ارسال: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 13:29 |تعداد بازدید : 95 نویسنده :

جریان دیدار مرحوم حجةالاسلام ابوترابی(ره) با امام زمان

جریان دیدار مرحوم حجةالاسلام ابوترابی(ره) با امام زمان(عج)

 

به مناسبت سالروز درگذشت سید آزادگان؛

مصاحبه حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر ابوترابی (رحمةالله علیه) با واحد فرهنگی مسجد مقدس جمکران در سال 1378



دریافت کلیپ:



ادامه مطلب

تاریخ ارسال: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 13:28 |تعداد بازدید : 99 نویسنده :

هفته دفاع مقدس گرامیباد

تاریخ ارسال: جمعه 02 مهر 1395 ساعت: 12:42 |تعداد بازدید : 130 نویسنده :

تحريف و شبهه سازي عليه حضرت امام(ره)؟

تحريف و شبهه سازي عليه حضرت امام(ره)؟

با عرض سلام و خسته نباشيد پاسخ دقيق و كامل متن زير رو که در اينترنت پخش ميشه مي خواستم. « ..صد هزار ميليون ميشود صد ميليارد نفر، جمعيت جهان چند نفره؟ ميليونها ميليون سلاطين و بزرگان و فلاسفه در عالم آمدند. كشف الاسرار، نوشته امام خميني، صفحه 176 اسلام ميليونها حكم دارد. كشف الاسرار، نوشته امام خميني، صفحه 55 فلسفه: فيثاغورث حكيم در زمان سليمان بود و حكمت را از او اخذ كرد. كشف الاسرار، نوشته امام خميني، صفحه 32 * فيثاغورث در قرن پنجم پيش از ميلاد در يونان زندگي ميكرد و حضرت سليمان در قرن 10 قبل از ميلاد در اورشليم زندگي ميكرد. بين اين دو نفر پنج قرن اختلاف هست. انبذقلس فيلسوف بزرگ در زمان داوود نبي بود و حكمت را از او و از لقمان حكيم اتخاذ كرد. كشف الاسرار، نوشته امام خميني، صفحه 33 *انبذقلس – Empedocles – فيلسوف بزرگ يوناني در قرن پنجم پيش از ميلاد و حضرت داوود در قرن دهم پيش از ميلاد زندگي ميكردند. از حكما و فلاسفه بزرگ ديگر اسكندر است كشف الاسرار، نوشته امام خميني، صفحه 35 تاريخ: اين موضوع مربوط به امروز و ديروز نيست. دو هزار سال است كه آمريكا ما را استعمار كرده است ديدار با دانشجويان خط امام پس از گروگانگيري اعضاي سفارت آمريكا، جماران، 19 آبان 1358 پزشكي: امروز بر دكترهاي كشور ثابت شده كه براي علاج ناخوشيهايي مثل تيفوس و تيفوئيد (حصبه) چاره اي جز عمل كردن به طبق دستورات يوناني نيست و علاجهاي اروپايي نميتوانند كاري به اينگونه مرضها بكنند كشف الاسرار، نوشته امام خميني، صفحه 280 هنر: سوال: شما موسيقي را عامل فساد و شهوتراني دانسته ايد. ولي آيا آثار موسيقي كساني چون باخ و موتسارت و بتهون و وردي را نيز با اين همه معنويت آنها عامل فساد ميدانيد؟ امام خميني: من اينهايي را كه اسم برديد نميشناسم ولي اگر مارش جنگي ساخته باشند كارشان خوب است. در غير اينصورت كارشان قابل قبول نيست. مصاحبه اوريانا فالاچي با امام خميني (متن كامل سخنراني در كتاب «مصاحبه با تاريخ» نوشته فالاچي البته اگه كتاب رو تو دست دوم فروشي ها پيدا كردين) سياست: اسلام به كاخ كرملين هم كشيده شده، به كاخ سفيد هم كشيده شده. به آمريكاي لاتين هم رفته. به افريقا هم رفته، به مصر هم رفته. ملزم كرده است همه آنها را كه از اسلام اطاعت كنند. ديدار با رئيس جمهور و مقامات كشور، جماران، 18 مرداد 1363 يكي از راههاي ايجاد اختلاف در يك ملت وجود احزاب است… اساساً احزاب از اول براي اين درست شده اند كه مردم با هم متجمع نشوند. چون دولتها از اجتماع توده ها ميترسند احزاب سياسي را درست كرده اند. اسلام سياسي يا غير سياسي؟ روحاني نبايد كار ديگري غير از روحانيت يعني بسط توحيد و تقوي و پخش و تعليم قانون هاي آسماني و تهذيب اخلاق بپردازد كشف الاسرار، نوشته امام خميني، صفحه 208 اين را بدانيد كه تنها روحانيت ميتواند در اين مملكت كارها را از پيش ببرد. فكر نكنيد كه بخواهيد كنار بگذاريد روحانيت را ديدار با نمايندگان مجلس، جماران 6 خرداد 1360 دانشگاه كجاست؟ ريشه تمام مصيبتهايي كه تاكنون براي بشر پيش آمده از دانشگاهها بوده است… همه مصيبتهايي كه در دنيا پيدا شده از متفكرين و متخصصين دانشگاهي است… اگر به اسلام علاقه داريد بدانيد كه خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه اي بالاتر است ديدار با اعضاي دفتر تحكيم وحدت حوزه و دانشگاه، 27 آذر 1359 ما هرچه ميكشيم از اين طبقه اي است كه ادعا ميكند دانشگاه رفته ايم و روشنفكريم و حقوقدانيم. هر چه ميكشيم از اينها است. قم، 1 مرداد 1358 ...»

دانشجوي گرامي ابتدا از اينكه اين مركز را به منظور دريافت پاسخ سوالات خويش انتخاب كرده ايد از شما سپاسگذاريم . مشخص است كه شما فردي حقيقت جو هستيد كه فارغ از شبهه افكني هاي بدخواهان نظام و انقلاب اسلامي در پي كشف حقايق با اين مركز تماس گرفته ايد و تسليم محض تبليغات منفي و غلط دشمنان نشده ايد .
واقعيت اين است كه تجربه تاريخي نشان داده است كه هر انساني كه در جامعه ظهور كرده و نقش تاثيرگذاري در جريان حركت تاريخ داشته است همواره در معرض بيشترين جسارت ها ، دروغ پردازي ها و به طور كلي ترور شخصيتي قرار گرفته است كه اين ترور شخصيتي در صورتي كه فرد به اندازه اي پاك باشد كه امكان يافتن نقطه ضعف واقعي از او وجود نداشته باشد با تمسك به ناجوانمردانه ترين صورت ها و ساختن نقطه ضعف براي او انجام مي پذيرد . يكي از شيوه هاي ترور شخصيت مصلحان بزرگ اجتماعي اين است كه با مراجعه به آثار و نوشته هاي فرد ، با گزينش ديدگاه هاي فرد و تحريف آنها و يا حتي جعل برخي عبارات سخيف و نسبت دادن آنها به وي و يا حتي برخي اشتباهات كه ناشي از سهو قلم و لسان (كه امري عادي براي هر انسان غير معصومي مي باشد) و يا متفاوت بودن نظر آن فرد نسبت به نظرات مشهور مي باشد و با برجسته كردن آنها تلاش مي شود تا كليه مطالب و استدلال هاي نويسنده و حتي كليت شخصيت وي تابعي از آن موارد تلقي شود . با توجه به اين تعريف بايد بگوييم كه آنچه در باره حضرت امام خميني و ديد گاه هاي ايشان مدتي است در فضاي مجازي انتشار يافته است و در نامه پرسشگر عزيز ما نيز منعكس شده است دقيقا در راستاي تخريب شخصيت و بهره گيري از اين ابزارها مي باشد . بنابر اين به منظور دريافت واقعيات موجود لازم است تا به دسته بندي اين مطالب پرداخته و در مورد هركدام توضيحي ارائه دهيم :
الف – اعداد و ارقام : در مورد اعداد و ارقامي كه ذكر شده است برخي از آنها اساسا در منابع مربوطه وجود نداشت و درمورد برخي ديگر نيز بايد بگوييم اگر چه واقعيت خارجي حاكي از اين است كه اين اعداد و ارقام با حساب و كتاب رياضي سازگاري ندارد اما اينگونه نيست كه امام خميني ره واقعا چنين تصور مي كردند كه مثلا چندين ميليارد فيلسوف و سلطان و حكيم آمده است بلكه ايشان نيز التفات به آمارها دارند كما اينكه در بخش هاي ديگري از كتاب اعداد را به گونه صحيح آن ذكر كرده اند كه همين مطلب نشان مي دهد ايشان در پاره اي از موارد از «صنعت اغراق» به منظور نشان دادن اهميت مساله استفاده كرده اند كه استفاده از اين صنعت با اين هدف و در جايي كه اساسا آمار و اعداد واقعي موضوعيت ندارند ايرادي ندارد مثل جايي كه ايشان نوشته اند : «ميليونها ميليون سلاطين و بزرگان و فلاسفه در عالم آمدند.» كه مراد نه اين است كه ميلياردها نفر سلطان و فيلسوف و غيره داريم بلكه منظور اين است كه تعداد بي شماري سلطان و بزرگ و فيلسوف آمده و از دنيا نيز رفته اند ولي كسي در مورد آنها سخني نمي گويد و اساسا دين وظيفه اي در قبال سخن گفتن از افراد ندارد اما اينكه در روايات سخن از ائمه معصوميني آمده است كه مصداق اولي الامر مي باشند نشان از اين دارد كه اين روايات اشاره به افرادي خاص دارند كه اطاعت از آنها اطاعت از خداوند متعال مي باشد . شاهد اين عبارت اين است كه ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند : «اين گفتگوها بر سر اطاعت خداست و گرنه بر سراشخاص گفتگو نمي كرديم . ميليونها ميليون سلاطين و بزرگان وفلاسفه در عالم آمدند چطور شد ما با كسي بر سر آنها گفتگويي نكرديم و نام و نشان آنها را فراموش كرديم ولي فقط در اين چند نفر همه گفتگو برخاسته . اين جز براي آن است كه خداي عالم ما را به اطاعت آنان فرمان داده و ما بر سر گفته هاي خداي جهان اين همه گفتگو مي كنيم .» بنابر اين با توجه به اينكه اغراق به منظور نشان دادن اهميت موضوع و بزرگنمايي آن در شرايطي كه اعلام عدد واقعي اساسا موضوعيتي نداشته باشد ايرادي ندارد و در كلمات نويسندگان و حتي سخنان عادي ما نيز ممكن است يافت شود لذا نبايد به اين عدد و ارقام ايرادي وارد شود. در برخي موارد نيز ايرادي به آمار وجود ندارد مثلا در جايي كه گفته مي شود : «اسلام ميلونها حكم دارد» كه هر چند ما در كل كتاب نتوانستيم آن را بيابيم ولي اصل آن ايرادي ندارد چراكه با احتساب چندين فرع مختلفي كه براي هر مساله فقهي ، كلامي ، اخلاقي و ... مي تواند مطرح باشد وجود ميليونها حكم چندان هم بعيد نيست كما اينكه امام جواد ع در مجلس مناظره مشهور خود با علماي زمانه ، تنها در يك سوال فقهي در مورد صيد در زمان حج ، يازده فرع را براي مساله ذكر كرده و هر كدام را به طور مفصل و دقيق پاسخ داد . لذا اين حكم را نيز اگر جزء مواردي كه در آن از صنعت اغراق استفاده شده است ندانيم بعيد نيست كه واقعي هم باشد هر چند باز هم تاكيدمي كنيم كه اصل عبارت در اين كتاب وجود ندارد.
با تمامي اين احوال حتي اگر اين دو توجيه را قبول نكنيم نهايت اين است كه در اينجا اشتباهي صورت گرفته است كه چنين اشتباهاتي نيز از هيچ فرد غير معصومي حتي حاج آقا روح الله خميني حدودا 40 ساله چندان بعيد نيست و ذره اي از ارزش اين كار مهم و نيز استدلال هاي علمي كه در اين كتاب و در آن مقطع سخت و خطرناك صورت گرفته است نمي كاهد به ويژه اينكه همانگونه كه اشاره شد ارائه آمار و ارقام درست از تعداد مسلمانان و شيعيان و مردم ايران و حتي آمار هاي جزئي از زائران خانه خدا و دقت نظري كه در بسياري ديگر از آمارهايي كه نياز به ذكر آمار دقيق دارند حاكي از اين است كه ايشان بيگانه از آمار و عدد و رقم واقعي نبوده و در مواردي كه ارائه آمار واقعي لازم بوده است آمار واقعي ارائه شده است .
2 – برخي مطالب تاريخي متعارض با واقعيات خارجي همچون فيثاغورث و انبذقلس كه به نظر مي رسد كه تاريخ آنها با آنچه درموردآنها در كتب تاريخ فيلسوفان و نيز تاريخ انبياء ذكر شده است يكسان نباشدكه در اين زمينه نيز بايدبگوييم هر چند احتمال دارد كه اين مطالب ديدگاه خاص حضرت امام در مورد اين افراد باشد و در واقع از نظر ايشان اين افراد نه 500 سال بعد بلكه دوران سليمان و داوود زندگي مي كردند (كما اينكه در مورد بسياري از شخصيت هاي نامدار تاريخ چنين اختلافي وجود دارد به گونه اي كه در مورد شخصيتي نامدار تر همچون افلاطون به اندازه اي آراي انديشمندان متفاوت است كه برخي او را تا حد پيغمبري بالا مي برند و برخي ديگر او را بنيانگذار سوسياليسم و در عين حال يك مشرك واقعي مي نامند) با اين حال اين مورد مي تواند از مواردي باشدكه در آنها اشتباه صورت گرفته است و به هر حال بروز چنين اشتباهي نهايتا مي تواند باعث خدشه دار شدن يك استدلال نويسنده گردد نه اينكه كل كتاب را زير سوال ببرد . البته با وجود اين سخن به نظر مي رسد كه حضرت امام خميني ره حتي در اين زمينه نيز اشتباه فاحشي صورت نداده است و همانگونه كه در پاورقي ها نيز آمده است مطالبي كه در مورد فيثاغورث و انبذقلس نقل كرده است به نقل از ملل و نحل شهرستاني و نيز اسفار ملاصدرا ذكر كرده است و در واقع بر اساس اعتقاد اين انديشمندان صاحب نظر در مورد فيثاغورت و انبذقلس سخن رانده است و همين مطالب را برخي محققان و مصححان بحار الانوار نيز در حاشيه بحارالانوار ذكر كرده اند (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏54، ص: 251) كه بر اين اساس اگرهم اشكالي وجود داشته باشد در اصل متوجه امثال شهرستاني و ملاصدرا خواهد بود و بالتبع امام خميني و به هر حال با توجه به احاطه شهرستاني و ملاصدرا به اين قبيل مسائل بايد اصل اين كتب و ادله آنها را در مورد معاصر بودن سليمان و فيثاغورث ديده و وارد بودن يا نبودن اشكال را بر اساس آن مورد بررسي قرار داد .
برخي نقل هاي تاريخي نيز اساسا در كتاب كشف الاسرار يافت نشد همچون عبارت «از حكما و فلاسفه بزرگ ديگر اسكندر است» با اين حال اصل اين مطلب حتي اگر وجود داشت ايرادي نداشت چراكه اسكندر با توجه به اينكه از كودكي تحت اشراف حكيم وفيلسوفي همچون افلاطون قرار داشت و تربيت شده او بود هر چند در نهايت نتوانست ايده هاي معلم خود را جامه عمل بپوشاند جزء فلاسفه بود چرا كه افلاطون اعتقاد داشت كه براي رسيدن به مدينه فاضله اي كه او ترسيم مي كند يا شاهان بايد فيلسوف باشند و يا اينكه فيلسوفان شاه شوند و وي قصد داشت تا با تربيت اسكندر اين ايده خود را عملي نمايد اما شاگرد مغرور و خيره سر او تنها به فكر كشور گشايي بود و در نهايت نتواست آرزوي استادش را عملي سازد و خود نيز در جواني مرد . لذا اصل اين عبارت حتي اگر در كتاب وجود داشت ايرادي نداشت هر چند در مورد اينكه وي يكي از حكيمان وفلاسفه بزرگ باشد (نه اينكه اصلا فيلسوف نباشد) حرف وجود دارد .
3 – اظهار نظر پزشكي : در اين زمينه نيز گفتني است منظور حضرت امام خميني ره از طب يوناني و يا دستورات يوناني در واقع همان چيزي است كه از آن به طب سنتي ياد مي شود كه اتفاقا امروزه به شدت در جامعه طرفدار پيدا كرده است و بسياري از امراضي كه توسط طب جديد قابل درمان نيست توسط طب سنتي معالجه مي شود . از طرفي طب سنتي از جمله علومي بود كه قدما معمولا از آن سررشته داشتند كما اينكه حتي امروزه نيز برخي افراد مسن ، چنان به طب سنتي كه مبتني بر داروهاي طبيعي فاقد عوارض جانبي وارد بوده و تجويزاتي مي نمايند كه طب جديد به آن اعتقادي ندارد و در عين حال كارآيي آن از طب جديد بيشتر است و به همين دليل اين مساله كه حضرت امام توانايي مقايسه طب جديد و كهن را داشته باشند امر عجيبي نمي باشد و ايشان با دريافت شواهد فراواني از كارآمدي هاي طب سنتي ، در واقع اين نكته را مطرح مي كنند كه نبايد به بهانه طب جديد ، طب كارآمد سنتي را يكسره تعطيل نمود بلكه بايد از مزايا و علوم طب سنتي نيز استفاده نمود و اين سخنان قطعا به معناي مخالفت ايشان با پزشكي نوين نمي باشد چنانكه ايشان در حيات مبارك خويش نه تنها دربيماري هاي خود از پزشكي نوين نيز بهره مي بردند بلكه به شهادت پزشكان معالج ، ايشان در مراجعه به پزشكان ، كاملا مطيع نظر پزشكان بودند كه نشان مي دهد ديدگاه ايشان در زمينه طب سنتي و به قول ايشان يوناني مغايرتي با استفاده از پزشكي مدرن ندارد .
4 – برخي اظهار نظر هاي ايشان در مصاحبه ها و سخنراني ها :
در باره بخش آخر صحبت هاي ايشان كه بسيار هم مفصل هستند لازم است بگوييم كه متاسفانه در اين بخش بيشترين تحريفات و غرض ورزي ها صورت گرفته است به گونه اي كه با اندكي دقت نظر در سخنان و كمي تحقيق مي توان واقعيت را دريافت اما فردي كه با هدف مخدوش كردن چهره و شخصيت حضرت امام خميني ره در صدد نسبت دادن اين موارد به آن عزيز سفر كرده مي باشد مي داند كه برخي مخاطبان كمتر به تحقيق در باره صحت و سقم اين مطالب مي روند و ممكن است برخي از آنان به صرف ديدن اين مطالب و قرار دادن آن در كنار ساير تبليغات منفي از رهبر كبير انقلاب اسلامي ، آن را تلقي به قبول نمايند . با اين حال كساني كه اهل تحقيقند و بافته هاي غرض ورزان را به راحتي قبول نمي كنند به دنبال كشف حقيقت رفته و مي توانند آن را از ميان جعليات و اكاذيب استخراج نمايند . بنابر اين ما نيز تلاش مي كنيم تا در حد مقدور به اين ادعاها پاسخ دهيم . بر اين اساس لازم است بگوييم ديدگاه هايي كه در اين متن به حضرت امام خميني ره نسبت داده شده است يا وجود خارجي ندارند و يا اينكه به صورت تحريف و تقطيع شده و يا با اضافه كردن برخي كلمات ارائه شده است كه به دليل پرهيز از اطاله كلام تنها به برخي از آنان اشاره مي كنيم و با توجه اينكه با مشخص شدن واقعي بودن تحريف و تقطيع و جعل در برخي سخنان مذكور در متن حكم ساير عبارات هم مشخص مي شود به نظر مي رسد كه لزومي به پاسخگويي به ساير عبارات نباشد:
1. «اين موضوع مربوط به امروز و ديروز نيست. دو هزار سال است كه آمريكا ما را
استعمار كرده است
ديدار با دانشجويان خط امام پس از گروگانگيري اعضاي سفارت آمريكا،
جماران، 19 آبان 1358»
اين سخن از اساس دروغ مي باشد . حضرت امام خميني ره در روز 19 آبان با دانشجويان ديداري نداشتند بلكه در 16 آبان ديداري با دانشجويان داشتند و تنها ديدار ايشان در 19 آبان نيز مربوط به ملاقات فرستاده پاپ و بني صدر بود كه در هيچ كدام از اين ديدارها چنين مطلبي ذكر نشده است .
2. «سوال: شما موسيقي را عامل فساد و شهوتراني دانسته ايد. ولي آيا
آثار موسيقي كساني چون باخ و موتسارت و بتهون و وردي را نيز با اين همه
معنويت آنها عامل فساد ميدانيد؟
امام خميني: من اينهايي را كه اسم برديد نميشناسم ولي اگر مارش جنگي

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت: 15:20 |تعداد بازدید : 137 نویسنده :

ترورها عليه حضرت امام؟

ترورها عليه حضرت امام؟

در طول دوران پس از انقلاب چند مرتبه و توسط چه افراد و گروههايي تلاش براي ترور امام خميني صورت گرفت؟ اگر ممكن است در مورد هر يك به صورت مختصر توضيح بفرماييد.

پرسشگر محترم، در اين مورد منابع متعدد حدود شش مورد از اقدامات دشمنان براي ترور امام را بر شمرده اند كه ما نيز با استناد به همان منابع عيناً خدمتتان تقديم مي كنيم.

مورد نخست مربوط به هنگامي است كه يك گروه بازرگاني براي ديدار با حضرت امام(ره) به نجف رفته بودند و قصد داشتند قندهاي حاوي سيانور را به صورت نامحسوس در پوشش خوراكي‌هاي منزل امام به خورد ايشان بدهند كه رهبر فقيد انقلاب، به دليل كسالت با آنها ديدار نكرده و اين توطئه خنثي مي‌شود.

مورد دوم، مربوط به زماني است كه حضرت امام در پاريس اقامت داشتند كه نقشه ترور ايشان توسط پليس فرانسه كشف و خنثي مي‌شود.

مورد سوم هنگامي رخ داد كه يك گروه تحت پوشش دولت فرانسه، قصد داشتند هواپيماي حامل حضرت امام را مورد حمله قرار دهند كه به دليل حضور 150 خبرنگار خارجي در كنار امام، اين توطئه نيز نقش بر آب مي‌شود.

مورد چهارم در مسير حركت امام به سمت بهشت زهرا(س) بود كه به دليل انحراف مسير حركت توسط مردم، اين مورد ترور نيز ناكام ماند.

و پنجمين مورد سوءقصد به جان بنيانگذار انقلاب، مربوط به هنگامي است كه گروهي در همان روزهاي ابتداي انقلاب با خلبان بالگرد امام هماهنگ كرده بود كه وقتي ايشان در بالگرد مي‌نشينند، با بي‌سيم بالگرد آنها را رديابي كنند كه امام به محض نشستن در بالگرد، به خلبان مي‌گويند بي‌سيم خود را خاموش كند و اين توطئه نيز نقش بر آب مي‌شود.

مورد ششم اقدام صادق قطب‌زاده به سوءقصد به جان امام راحل(ره) كه با دستگيري تمامي عوامل و اعترافات آنها نقش بر آب شد. تفصيل اين مورد را ميتوانيد در http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=121033 مشاهده فرماييد. [1]

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت: 15:15 |تعداد بازدید : 125 نویسنده :

آيت الله خامنه اي و انقلاب اسلامي؟

آيت الله خامنه اي و انقلاب اسلامي؟

نقش امام خامنه اي در انقلاب چه بود ؟

آيت الله خامنه اى از سال 1341 كه در قم حضورداشتند و حركت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريكا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شكنجه ها و تبعيدها و زندان ها مبارزه كردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند كه پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريكايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريكا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يك شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اينكه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شكنجه و آزارها زندانى شدند. دوّمين بازداشت در بهمن 1342 - رمضان 1383- آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد كرمان حركت كردند. پس از دو ـ سه روز توقف در كرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان كه مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريكايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواك شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران كرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شكنجه ها را تحمّل كردند. سوّمين و چهارمين بازداشت كلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال كم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواك شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى كردند و يك سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود كه موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواك جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند. پنجمين بازداشت حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواك مى نويسد: « از سال 48 زمينه حركت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، كه به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواك در زندان آشكارا نشان مى داد كه دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به كانون هاى تفـّكر اسلامى به شدّت بيمناك است و نمى تواند بپذيرد كه فعاليّـت هاى فكرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به كنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و كلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا كرد.» بازداشت ششم در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه اى در سه مسجد «كرامت» ، «امام حسن» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشكيل مى شد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و روشنفكر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مركز مى كشاند و با تفكّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى كپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تكثير و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى كه درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديكِ ايران، افكار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد كه در دى ماه 1353 ساواك بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط كنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان كميته مشترك شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى كه ايشان در اين بازداشت تحمّل كردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان كه آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امكان تشكيل كلاسهاى سابق را به ايشان ندادند. در تبعيد رژيم جنايتكار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه اى را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد كرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاك پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب كبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حكومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاكميت اسلام در اين سرزمين را ديدند. در آستانه پيروزى درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شركت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمينى در ايران تشكيل گرديد، آيت الله خامنه اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر كبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند. پس از پيروزى آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديكتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند كه همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند كه در اين مختصر فقط به ذكر رؤوس آنها مى پردازيم: ٭ پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همكارى و همفكرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357. ٭ معاونت وزارت دفاع در سال 1358. ٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358. ٭ امام جمعه تهران، 1358. ٭ نماينده امام خميني«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359. ٭ نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358. ٭ حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريكات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريكا و شوروى سابق. ٭ ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران. ٭ رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومّين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با كسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حكم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دوّمين بار به اين مقام و مسؤوليت انتخاب شدند. ٭ رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360. ٭ رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366. ٭ رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368. ٭ رهبرى و ولايت امّت، كه از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر كبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسؤوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارك و درستى بود كه پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلكه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.) حضرت امام در باره ايشان فرمودند : « اينجانب كه از سالهاي قبل از انقلاب با جنابعالي ارتباط نزديك داشته ام و همان ارتباط بحمد الله تا كنون باقي است , جنابعالي را يكي از بازوهاي تواناي جمهوري اسلامي مي دانم و شما را چون برادري كه آشناي به مسائل فقهي و متعهد به آن هستيد و از مباني فقهي مربوط به ولايت مطلقه فقيه جداً جانبداري مي كنيد مي دانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلامي از جمله افراد نادري هستيد كه چون خورشيد روشني مي دهيد .( صحيفه نور , ج 20 , ص 173)

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت: 15:11 |تعداد بازدید : 144 نویسنده :

لحظات رحلت امام خمینی

تاریخ ارسال: چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت: 14:53 |تعداد بازدید : 135 نویسنده :

امام خمینی از دیدگاه امام خامنه ای

تاریخ ارسال: چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت: 14:49 |تعداد بازدید : 138 نویسنده :

ناگفته ای از رحلت یادگار امام خمینی (ره)

ناگفته ای از رحلت یادگار امام خمینی (ره)

در این لحظه پدر گفت ماشین تاریک شد و تکان های شدیدی می خورد. من ترسیدم. امام دست من را گرفت و گفت نترس. قضیه دیگر که بسیار عجیب است دیدار پدر با یک مرد ناشناس است که هیچ وقت هویت او برای ما مشخص نشده است.

فرزند یادگار عزیز امام راحل (ره) ناگفته ای از درگذشت پدر گرامی خود را بیان نمود.

به گزارش «فردا» حجت الاسلام سید یاسر خمینی فرزند حاج سید احمد خمینی (رض) ضمن نقل خاطره و ویژگی های شخصیتی یادگار امام (ره) با بیان اینکه ایشان منتظر رجعت خود از دنیا بودند گفت: همان سال پدر خواب امام را دیده بود که با هم در ماشین نشسته اند. پدر از عالم پس از مرگ می پرسد و امام در جواب می گوید هر چه گفته شده است درست است و از آن هم سخت تر است. اینجا حتی از تکان دادن دست هایتان هم می پرسند.

وی در ادامه نقل این خواب می افزاید: در این لحظه پدر گفت ماشین تاریک شد و تکان های شدیدی می خورد. من ترسیدم. امام دست من را گرفت و گفت نترس. بعد از مدت کوتاهی ماشین آرام گرفت. برایشان تعبیر کرده بودند که امام کمک حال شما خواهند بود.

به گزارش فردا سید یاسر خمینی در ادامه این مطلب که در ویژه نامه اعتماد ملی منتشر شده می آورد: قضیه دیگر که بسیار عجیب است دیدار پدر با یک مرد ناشناس است که هیچ وقت هویت او برای ما مشخص نشده است.

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت: 14:43 |تعداد بازدید : 123 نویسنده :

انتخاب به رهبری رحلت امام خمینی و انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری انقلاب اسلامی

رحلت امام خمینی و انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری انقلاب اسلامی

1) امام خميني(ره) دقيقا چه زمانی به رحمت خدا رفتند؟ کی از صدا و سيما اعلام شد؟ چه ساعتي و چه روزي دفن شدند؟ خبرگان رهبري در چه تاريخي تشکيل جلسه داد؟و آیت الله خامنه ای چگونه به رهبری انتخاب شدند؟

حضرت امام (ره) در ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سيزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 به وصال محبوب خويش شتافته و رحلت مي نمايند . و در صبح روز بعد يعني 14 خرداد ساعت 7 صبح اولين خبري كه از راديوي سراسري ايران با صداي حياتي گوينده راديو به جهان مخابره شد به شرح زير بود : «انا لله و انا عليه راجعون
روح بلند پيشواي مسلمانان و رهبر آزادگان جهان ، حضرت امام خميني به ملكوت اعلا پيوست ...»
روز چهاردهم 1368 , مجلس خبرگان رهبر تشكيل گرديد و پس از قرائت وصيتنامه امام خمينى توسط حضرت آيه الله خامنه اى كه دو ساعت و نيم طول كشيد , بحث و تبادل نظر براى تعيين جانشينى امام خمينى و رهبر انقلاب اسلامى آغاز شد و پس از چندين ساعت سرانجام حضرت آيه الله خامنه اى ( رئيس جمهور وقت ) كه خود از شاگردان امام خمينى سلام الله عليه و از چهره هاى درخشان انقلاب اسلامى و از ياوران قيام 15 خرداد بود و در تمام دوران نهضت امام در همه فراز و نشيبها در جمع ديگر ياوران انقلاب جانبازى كرده بود , به اتفاق آرا براى اين رسالت خطير برگزيده شد .
جهت آشنايي كامل با موضوعات مختلفي كه پيرامون انتخاب آيت الله خامنه اي به رهبري نظام اسلامي در اجلاس فوق ‏العاده‏ خبرگان بعد از رحلت حضرت امام (ره) اتفاق افتاد و مسائل مرتبط با آن ، بخشي از كتاب « پرسش ها و پاسخ هايي درباره مجلس خبرگان رهبري، تهيه شده توسط دبيرخانه مجلس خبرگان» ارائه مي شود:
اجلاس فوق العاده و چگونگي انتخاب مقام معظم رهبري:
1. آيا پيش از رحلت حضرت امام‏قدس سره، مجلس خبرگان براى شناسايى افرادى كه در مظان رهبرى قرار داشتند، كارى كرده بود؟ آيا اساساً چنين مسؤوليتى را بر عهده داشت يا نه؟
پاسخ: يكى از وظايفى كه براى كميسيون اصل يكصدوهفتم و يكصدونهم قانون‏اساسى به تصويب رسيده است، شناسايى افرادى است كه در مظان رهبرى قرار دارند. ماده 18 آيين‏نامه داخلى مجلس خبرگان،[1] در اين باره چنين مى‏گويد:
«به منظور آمادگى خبرگان، براى اجراى اصل يكصدوهفتم و شناخت حدود و شرايط مذكور در اصل پنجم و يكصدونهم قانون‏اساسى، كميسيونى مركّب از پانزده نفر از نمايندگان، تشكيل مى‏شود تا درباره همه مسائل مربوطه تحقيق كند و درباره همه كسانى كه در مظان رهبرى قرار دارند، بررسى به عمل آورد و در اختيار دبيرخانه قرار دهد تا مورد استفاده و بررسى خبرگان واقع شود».
اما به علت آن‏كه مدت زمان زيادى از بركنارى قائم مقام رهبرى نگذشته بود و در واقع، به‏فاصله دو ماه پس از آن، خبرگان با حادثه رحلت حضرت امام‏قدس سره رو به رو شده بودند، دراين مدت كوتاه، فرصت آن را نيافتند كه به بررسى و شناخت افرادى كه در مظان رهبرى هستند، بپردازند.[2]
2. آيا پيش از تشكيل اجلاس فوق‏العاده، درباره تعيين رهبر، بحثى مطرح شده بود؟
پاسخ: پس از آن كه گروه پزشكى معالج حضرت امام ‏قدس سره، خبرهاى مأيوس كننده‏اى از حال ايشان به مسؤولان عالى‏رتبه نظام دادند و گفتند كه ايشان چند ساعتى بيش‏تر زنده نخواهند بود، جلسه‏ اى با حضور برخى از اعضاى شوراى بازنگرى قانون اساسى، رؤساى قواى سه گانه و برخى ديگر از شخصيت‏ها، نزديك محل بسترى شدن حضرت امام تشكيل شد. اعضاى حاضر در اين نشست، كه در بعد از ظهر روز سيزدهم خرداد 1368 انجام شد، عبارت بودند از: حضرات آقايان خامنه‏ اى، مشكينى، موسوى اردبيلى، امينى، هاشمى رفسنجانى، طاهرى خرم آبادى، خلخالى و احمد خمينى. اين افراد، پيش از هر چيز، بر ضرورت تدوين برنامه‏اى منسجم و منظم، براى رويارويى با حادثه‏ اى كه وقوع آن، دور از انتظار نبود، به ويژه براى رهبرى پس از امام تأكيد كردند.
در اين جلسه، هر يك از اين افراد، ديدگاه خود را در اين باره مطرح كرد. برخى براى رهبرى، نام افرادى را كه به ذهنشان مى‏رسيد، مطرح كردند؛ اما توافقى در اين باره حاصل نشد. سرانجام، به اين نتيجه رسيدند كه چون فردى را كه مانند حضرت امام باشد، در ميان خود سراغ ندارند، بايد از راه ديگرى، كه قانون اساسى پيش‏بينى كرده است، يعنى «شوراى رهبرى» استفاده كنند. با وجود آن‏كه آيت‏اللّه امينى (عضو كميسيون رهبرى در شوراى بازنگرى قانون اساسى) در همان جلسه، بيان مى‏كند كه مسأله شوراى رهبرى، در كميسيون مربوط در شوراى بازنگرى قانون اساسى رد شده است، اما ديگر اعضا با اين استدلال كه در شرايط كنونى راهى جز اين نداريم و تنها راه ممكن، شوراى رهبر است، بر نظر خود پافشارى كردند.[3]
3. نخستين اقدام رسمى خبرگان، در اجلاس فوق العاده، براى تعيين رهبر چه‏بود؟
پاسخ: نخستين موضوعى كه در دستور كار اين اجلاسيه قرار گرفت، بررسى مسأله استعفاى آقاى منتظرى از سمت قائم‏مقامى بود، هر چند كه در اين باره، حضرت امام‏قدس سره نظر قطعى خود را بيان فرموده بودند و ديدگاه ايشان براى اعضاى خبرگان، محترم و معتبر بود، اما به هر حال، اين مسأله بايد از طريق رسمى خود، كه اصل شكل‏گيرى آن از آن‏جا بود، انجام پذيرد. اگر خبرگان، اين مسأله را فيصله نمى‏دادند، ممكن بود بعدها از سوى افرادى شبهه پراكنى شود كه خبرگانى كه وى را به قائم مقامى رهبرى برگزيده‏اند، انتخاب خود را ملغا و باطل اعلام نكرده‏اند.
اين موضوع به بحث گذاشته شد و اكثريت قريب به اتفاق اعضاى حاضر در جلسه، استعفاى آقاى منتظرى را كه طى نامه‏اى (7/1/68) به حضرت امام اعلام كرده بود، پذيرفتند. البته يكى - دو نفر با اين استدلال كه نام‏برده از رهبرى فردى استعفا داده است و لياقت عضويت در شوراى رهبرى را دارد، با پذيرش استعفا به گونه كلى مخالفت كردند؛ اما طبق رأى ديگر اعضا اين ديدگاه پذيرفته نشد.[4]
پس از آن، مذاكرات درباره چگونگى تشكيل منصب رهبرى و اين‏كه به صورت فردى باشد يا شورايى، آغاز شد و حدود دوازده نفر (نيمى در موافقت با رهبرى فردى و نيمى در دفاع ازشورايى بودن آن) به سخنرانى و طرح ديدگاه‏هاى خود پرداختند كه سرانجام، با رأى آوردن رهبرىِ فردى و سپس تعيين شخص آيت اللّه خامنه‏اى - دام ظله العالى -، اين مذاكرات به‏پايان رسيد.
4. در قانون اساسى پيش از بازنگرى، شوراى رهبرى نيز پيش‏بينى شده بود. آيا در اين باره نيز بحثى انجام پذيرفت؟ چه كسانى از اين مسأله دفاع مى‏كردند و استدلال آنان چه بود؟ سرانجام اين مذاكرات به كجا انجاميد؟
پاسخ: تقريباً شش نفر از اعضا در موافقت با شورايى بودن رهبرى، به بيان ديدگاه‏هاى خود پرداختند، كه از آن جمله، حضرات آقايان خامنه‏اى، هاشمى رفسنجانى، موسوى اردبيلى و طاهرى خرم آبادى بودند.
دلايلى را كه اين افراد، براى نظر خود ارائه مى‏دادند، اين بود كه در شرايط حساس كنونى، كه هنوز نظام نوپاى اسلامى، استحكام و ثبات كافى پيدا نكرده است، فردى كه مانند حضرت امام باشد و از آن نفوذ كلمه، قاطعيت در رهبرى و جامعيت برخوردار باشد، سراغ نداريم. اگر منصب رهبرى، به صورت شورايى اداره شود، اين امر موجب جبران نواقص افراد خواهد شد. ضمن آن‏كه شورايى بودن رهبرى، وجه قانونى هم دارد و در قانون اساسى آمده است.
در مقابل كسانى كه طرفدار رهبرى فردى بودند، چنين استدلال مى‏كردند كه ولايت فقيه، ادامه ولايت رسول خدا و ائمه اطهارعليهم‏السلام است و در آن‏جا سابقه شورايى نداريم. در فقه شيعه نيز منصب ولايت، به صورت شورايى تعريف نشده است و بنابر همين استدلال، كميسيون رهبرى شوراى بازنگرى قانون اساسى نيز به اين نتيجه رسيده است كه ذكر اين مسأله در قانون اساسى، وجه شرعى ندارد. ضمن آن‏كه تجربه مديريت شورايى، از آغاز انقلاب، كه مناصب گوناگون به اين صورت اداره مى‏شد (مانند شوراى عالى قضايى، صدا و سيما و اقتصاد) آثار و تبعات ناموفقى را به دنبال داشته است. تمركز رهبرى در يك فرد، موجب وحدت، قدرت، قاطعيت و توانايى بيش‏تر و سريع‏تر در حل بحران‏ها و اداره امور خواهد بود؛ همان گونه كه درباره حضرت امام‏قدس سره نيز شاهد بوده‏ايم. افزون بر اين، رهبر مى‏تواند از بازوهاى مشورتى متخصص در امر اداره كشور، در امور مختلف بهره بگيرد.
سرانجام، پس از مذاكرات نسبتاً طولانى، يكى از اعضا، پيشنهاد كفايت مذاكرات را مطرح كرد كه اين پيشنهاد به رأى گذاشته شد و به تصويب رسيد. آن‏گاه تصميم بر آن شد كه صرف نظر از اين‏كه چه افرادى براى شوراى رهبرى يا رهبرى فردى مطرح باشند، اصل شورايى يا فردى بودن آن به رأى گذاشته شود كه پس از رأى‏گيرى، رهبرى فردى رأى آورد.[5]
5. نام چه كسانى براى شوراى رهبرى پيشنهاد شد؟ آيا شوراى رهبرى مبناى فقهى دارد؟
پاسخ: تركيب‏ها و افراد مختلفى براى شوراى رهبرى پيشنهاد شدند:
پيشنهاد اول: حضرات آقايان خامنه‏اى، مشكينى و موسوى اردبيلى.
پيشنهاد دوم: افراد ياد شده به همراه حضرات آقايان هاشمى رفسنجانى و سيد احمدخمينى.
پيشنهاد سوم: حضرات آقايان خامنه‏اى، مشكينى، موسوى اردبيلى، فاضل لنكرانى وجوادى آملى.
درباره اين‏كه آيا شوراى رهبرى، مبناى فقهى دارد يا نه، برخى چنين پاسخ داده‏اند كه ولايت فقيه ادامه ولايت رسول خداصلى الله وعليه وآله و ائمه اطهارعليهم‏السلام است و در اين امر، سابقه شورايى نداريم و در فقه شيعه نيز منصب ولايت، به صورت شورايى تعريف نشده است.[6]
در پاسخ اين نظريه بايد گفت: درست است كه ولايت فقيه، ادامه ولايت رسول خدا وائمه اطهارعليهم‏السلام است و حدود اختيارات فقيه داراى شرايط رهبرى، تفاوتى با اختيارات آن بزرگواران در امر حكومت ندارد، اما اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه ولايت آنان به نصب خاص و به صورت مستقيم از سوى خداوند متعال بوده است، بر خلاف ولايت فقيه كه در اين زمينه، معصومين‏عليهم‏السلام شرايط و ويژگى‏هاى رهبر جامعه اسلامى را بيان كرده‏اند (نصب عام) و آن‏گاه، مردم را به شناخت مصداق آن صفات و ويژگى‏ها موظف ساخته‏اند.
اكنون پرسش اين است كه اگر خبرگان، كه نمايندگان مردم براى شناخت رهبر هستند، نتوانستند فقيهى را كه بالاترين حد نصاب از آن شرايط را دارد، شناسايى كنند، بلكه چند فقيه، در مرتبه نسبتاً يك‏سانى از ويژگى‏هاى مزبور وجود داشتند، تكليف چه خواهد بود؟ به نظر مى‏رسد دست كم يكى از راه حل‏ها براى رهايى از تحير در اين امر خطير، ايجاد شورايى متشكل از آن فقها باشد؛ همان گونه كه در قانون‏اساسى پيش از بازنگرى نيز به اين مسأله توجه شده بود و اگر مبناى فقهى و شرعى نداشت، جمع درخور توجهى از مجتهدان و اسلام شناسان و خبرگان قانون‏اساسى، آن را به تصويب نمى‏رساندند. با وجود اين، اعضاى شوراى بازنگرى قانون‏اساسى، به اين نتيجه رسيدند كه براى انسجام، اتقان و استحكام در امر رهبرى، اين منصب را به صورت فردى تعريف و تصويب كنند.
درباره اين‏كه فقه شيعه، منصب ولايت را به صورت شورايى تعريف نكرده است، نيز بايد گفت: در كلام فقها و متونى كه به بحث و بررسى موضوع ولايت فقيه پرداخته‏اند، ردى بر اين مسأله كه رهبرى جامعه، به صورت شورايى اداره شود، ديده نمى‏شود. البته به علت آن كه اين مسأله، مورد نياز نبوده است، بحث مبسوطى از آن به ميان نيامده است. كسانى هم كه شورايى بودن را راه حلى براى رهايى از تحير در مقام شناخت ولى فقيه دانسته‏اند، ولايت را از آن شورا ندانسته‏اند، بلكه هر يك از فقهاى عضو شورا را داراى ولايت و ملزم به مشورت و تبادل نظر با ديگر اعضا در بيان و اعلام نظريات خود دانسته‏اند.
6. چه كسانى، غير از آيت اللّه خامنه‏اى دام ظله العالى براى رهبرى فردى مطرح بودند و استدلال كسانى كه از اين افراد حمايت مى‏كردند، چه بود؟
پاسخ: برخى خبرگان از آيت اللّه العظمى گلپايگانى‏قدس سره براى اين امر نام مى‏بردند و محور استدلالشان، قيد مرجعيت بود و اين‏كه مستفاد از قانون‏ اساسى، مرجعيت فعلى است، نه صلاحيت مرجعيت و اين‏كه نامه حضرت امام‏قدس سره درباره حذف قيد مرجعيت از قانون اساسى، هنوز شكل قانونى پيدا نكرده است.
ضمن آن‏كه همين عده، به علت ضعف جسمانى آيت اللّه العظمى گلپايگانى و اين‏كه ممكن است ايشان توان اداره اين گونه امور را نداشته باشد، آيت اللّه خامنه‏ اى دام ظله العالى را به عنوان معاون و جانشين ايشان معرفى مى‏كردند تا ايشان مسؤوليت‏هاى مربوط را عهده دار شوند كه همين امر، نشان دهنده اين است كه در نگاه اين عده از خبرگان نيز تنها فردى كه صلاحيت اين منصب و توان عهده‏ دار شدن آن را داشته است، آيت اللّه خامنه‏اى دام ظله العالى بوده است.[7]
7. وضعيت آرا چگونه بود؟ چه عواملى موجب رأى آوردن بالاى آيت اللّه خامنه‏اى دام ظله العالى شد؟
پاسخ: از مجموع 74 عضو حاضر در جلسه، شصت نفر[8] در موافقت با رهبرى ايشان قيام كردند؛ يعنى بيش از3/2 (دو سوم) اعضاى حاضر در جلسه، كه 9/80 درصد حاضران و 72 درصد كل اعضا بودند، به رهبرى ايشان رأى دادند.
آيت اللَّه هاشمى رفسنجانى درباره دلايل رأى آوردن بالاى ايشان مى‏گويد:
اول، اين‏كه اوضاع خطرناك بود و خبرهايى هم از جبهه رسيده بود كه نيروهاى صدام حركت كردند و به جلو مى‏آيند. همه نگران بوديم كه خلأ وجود رهبرى، آن هم پس از رحلت امام، مشكل آفرين شود. دوم، همين حرف‏هايى را كه پنج نفرى از امام شنيده بوديم، مطرح كرديم. سوم، نقل نظر امام، كه مجتهد كافى است و احتياج به مرجع نيست. چهارم، آن حرف‏هايى هم كه نقل كردند امام پاى تلويزيون گفتند، مؤثر بود. پنجم كه مهم‏تر از همه است، شخصيت وصلاحيت‏هاى خود آيت اللّه خامنه‏اى دام ظله العالى است كه براى خبرگان شناخته شده بود واصلح از ايشان كسى را نمى‏شناختند.[9]
اما تأييداتى كه آقاى هاشمى رفسنجانى از حضرت امام‏قدس سره در اين باره نقل كردند، چنين‏بود:
در جلسه‏اى كه با حضور رؤساى سه قوه و برخى از آقايان، خدمت امام رسيده و نگرانى خود را از خلأ رهبرى بعد از عزل آقاى منتظرى توسط ايشان ابراز كرديم، امام‏قدس سره فرمودند: «خلأ رهبرى پيش نمى‏آيد، شما آدم داريد». گفتيم: چه كسى؟ ايشان در حضور آقاى خامنه‏اى فرمودند: «همين آقاى خامنه‏اى» كه بعد از آن، آقاى خامنه‏اى خدمت امام عرضه داشتند كه نقل مطالب اين جلسه را بر ما تحريم كنيد و حضرت امام نيز چنين كردند.
بعدها در جلسه‏اى كه تنهايى خدمت امام رسيدم، مطالب خود را با صراحت بيش‏تر بيان كرده و گفتم: آقا با وضعيت به وجود آمده، درباره رهبرى چه كنيم؟ ما كه كسى را نداريم و... حضرت امام‏قدس سره فرمودند: «با وجود آقاى خامنه‏اى چرا اين قدر ترديد به خود راه مى‏دهيد؟».[10]
حجت الاسلام و المسلمين مرحوم حاج سيد احمد خمينى نقل مى‏كند:
وقتى كه آيت اللّه خامنه‏اى در سفر كره (شمالى) بودند، امام گزارش‏هاى آن سفر را از تلويزيون‏مى‏ديدند. منظره‏ى ديدار از كره، استقبال مردم و سخنرانى‏ها و مذاكرات آن سفر، خيلى جالب بود. امام بعد از آن‏كه اين‏ها را مشاهده كردند، فرمودند: «الحق ايشان شايستگى رهبرى را دارند».[11]
خانم زهرا مصطفوى، دختر گرامى حضرت امام‏قدس سره مى‏گويد:
من مدت‏ها قبل از بركنارى قائم مقام رهبرى، شخصاً از محضر امام درباره رهبرى پرسيدم و ايشان از آيت اللّه خامنه‏اى نام بردند و پرسيدم كه آيا شرط مرجعيت و اعلميت، در رهبرى لازم نيست؟ ايشان نفى كردند. از مراتب علمى ايشان پرسيدم. صريحاً فرمودند كه «ايشان اجتهادى را كه براى ولى فقيه لازم است، دارد».[12]
8. آيا با توجه به ادله فقهى، رهبر مى‏تواند درباره جانشين خود، اظهار نظر كند؟ آيا نظر او حجيت شرعى يا اعتبار قانونى دارد؟
پاسخ: صرف اظهار نظر در اين باره، هيچ گونه منع فقهى ندارد و او هم به عنوان فقيه‏شناسى عادل، مى‏تواند از ميان فقهاى پس از خود، فرد افضل و اصلح براى رهبرى را شناسايى كند و چه بسا اين شناخت او، به علت اشراف بر امور و شناخت گسترده‏تر و بهترى كه از اشخاص دارد، مطابقت كامل‏ترى با واقع داشته باشد.
اما اين اظهار نظر نمى‏تواند تعيين رهبرى آن فرد به شمار آيد، به گونه‏اى كه هيچ راه گريزى از آن وجود نداشته باشد؛ زيرا در شرع، راه شناخت ولى فقيه، معرفى خبرگان بيان شده است و چه بسا رأى خبرگان بر غير آن‏چه رهبر گفته است، مستقر شود يا اين‏كه در فاصله رحلت رهبر قبلى و تعيين رهبر جديد، فردى با صلاحيت‏هاى بيش‏تر يافت شود. به هر حال، ملاك اصلى، وجود شرايط است، نه معرفى رهبر قبلى. ضمن آن‏كه قانون‏اساسى نيز شناخت و معرفى رهبر را منحصراً در اختيار مجلس‏خبرگان قرار داده است و از جنبه حقوقى، تنها قول خبرگان منتخب مردم اعتبار خواهد داشت.
با وجود اين، اظهار نظر رهبر قبلى مى‏تواند شاهد و بيّنه‏اى مفيد علم يا اطمينان كافى براى هر يك از اعضاى خبرگان باشد و مستند رأى آنان قرار گيرد.[13]

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت: 14:41 |تعداد بازدید : 200 نویسنده :
با سلام و تشکر به منظور انتخاب این سایت به جمع منتظران فرج خوش آمدید. / مدیر سایت : رضا عابدی ومحمد حسن مولایی ************************************************************* سامانه پیامکی گروه آقا امام زمان...ارسال پیامک مذهبی رایگان...برای ثبت شماره تون یک پیامک خالی به شماره ارسال کنید...30005992599599
یامهدی
یا مهدی
ادرکنی
بسم الله الرحمن الرحیم
اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ
وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ
وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ
رحلت امام خمینی
التماس دعا
خدایا،توفیق فرمانبرى،و دورى از نافرمانى،و درستى نهاد و شناخت واجبات را روزى ما بدار
ما را به هدایت و پایدارى گرامى دار
و زبانمان را به راستگویى و حكمت استوار ساز
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن
صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ
فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ
وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً
حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"
برحمتک یا ارحم الراحمین
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ
أنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُبْـدِئُ الْخَلْقِ وَمُعیدُهُمْ وَأنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُدَبِّـرُ الْاُمُورِ
وَ بٰاعِثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، وَ أنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ الْقٰابِضُ الْبٰاسِطُ
وَ أنْتَ الله الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، وٰارِثُ الْأرْضِ وَمَنْ عَلَیْهٰا.
أسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذی إذٰا دُعیتَ بِهِ أجَبْتَ، وَإذٰا سُئِلْتَ بِهِ أعْطَیْتَ
وَ أسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أهْلِ بَیْتِهِ، وَ بِحَقِّهِمُ الَّذی أوْجَبْتَهُ عَلیٰ نَفْسِكَ
أنْ تُصَلِّیَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ‌ تَقْضِیَ لی حٰاجَتی، السّاعَةَ السّاعَةَ،
یٰا سَیِّدٰاهُ، یٰا مَوْلٰاهُ، یٰا غِیٰاثٰاهُ، أسْئَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّیْتَهُ بِهِ نَفْسَكَ، وَاسْتَأْثَرْتَ
بِهِ فی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَكَ أنْ تُصَلِّیَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تُعَجِّلَ خَلٰاصَنٰا
مِنْ هٰذِهِ الشِّدَّةِ، یٰا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأبْصٰار، یٰا سَمیعَ الدُّعٰآءِ،‌إنَّكَ عَلیٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ،
بِرَحْمَتِكَ یٰا أرْحَمَ الرّاحِمین
یک روز می افتد ؛
آن اتفاق خوب را می گویم ...
من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛
هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ...
اللهم عجل لولیک الفرج
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
لا اِلهَ اِلا اللَّهُ
عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ
وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ
یا مهدی ادرکنی
السلام علی جمیع المعصومین علیهما السلام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ ما شآءَ اللَّهُ كانَ وَ مالَمْ یَشَاْ لَمْ یَكُنْ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّشَیْئٍ قَدیرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ قَدْ اَحاطَ بِكُلِّ شَیْئٍ عِلْماً اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دآبّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ
دانلود شمیم یار 95

پشتیبانی

پشتیبانی